تبليغاتX
کلبه عشق 107
با سلام خدمت عزیزان که تا امروز منو همراهی کردید آدرس این وبلاگ به آدرس زیر انتقال یافت

با تشریف فرمایی به کلبه سبز و حقیرانه من و با دادن نظرات خود منو مدیون خود می کنید منو در امر وبلاگ نویسی یاری کنید

با تشکر از همه دوستان عزیز

www.kolbeyeeshgh.blogfa.com

سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 10:38| نویسنده : مجید |

اسمت را روي شمع نوشتم آب شد اسمت را روي قلبم نوشتم شكست 

براي شکستن شيشه دل نيازي به سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد ميشکند

 

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست...
                                                        

  اما حيف اين تازه اول يک زندگيست...

زندگي چيزيست شبيه يک حباب..
                                                      

  عشق آباديه زيبايي در سراب...

فاصله با آرزو هاي ما چه کرد...
 

     کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد

یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 11:34| نویسنده : مجید |

چقدر سخت است . . .

 

گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني

 

و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لبت بگويي:

 

 گل من باغچه ي

 

نو مبارک . . .

پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 11:27| نویسنده : مجید |
بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني
وچيزي نگي ووقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي
ما واقعاتا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نميدونيم ولي در عين حال
تا وقتي كه چيزي رو دوباره به دست نياريم نمي دونيم چي رو از
دست داديم.اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني برايت نيست كه
او هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط
منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه واگه اين طور
نشد خوش حال باش كه توي دل تو رشد كرده.
"در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد در يك ساعت ميشه
يكي رو دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول
مي كشه تا كسي رو فراموش كرد"
دنبال نگاه ها نرو چون مي تونن گولت بزنن,دنبال دارايي نرو
چون كم كم افول ميكنه, دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني
چون فقط با يه لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد.
كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه.
دقايقي تو زندگي هستن كه دلت واسه كسي اينقد تنگ ميشه كه مي
خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني.
رويايي رو ببين كه ميخواي, جايي برو كه دوست داري , چيزي باش كه ميخواي باشي چون فقط يه جون داري
ويه شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.
آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي , به اندازه ي كافي بكوشي تا قوي باشي , به اندازه ي كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه ي كافي اميد داشته باشي تا خوشحال بموني.
هميشه خودتو جاي ديگران بزار, اگر حس ميكني چيزي ناراحتت ميكنه احتمالا ديگران رو هم آزار ميده.
شاد ترين افراد لزوما بهترين چيزا رو ندارن اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميبرن.
شادي براي اونايي كه گريه ميكنن ويا صدمه ميبينن زنده است
براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن , چون فقط اينجا هستن كه اهميت ديگران رو تو زندگيشون مي فهمن.
عشق با يه لبخند شروع ميشه با يه بوسه رشد مي كنه و با اشك تموم ميشه.
روشنترين آينده هميشه روي گذشته ي فراموش شده شكل مي گيره.
نميشه تا وقتي كه دردها و رنج ها رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري.
وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن
سعي كن جوري زندگي كني وقتي رفتي تنها تو بخندي و
بقيه گريه كنن....
.............................................
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 2:8| نویسنده : مجید |
عهد بستم که؟؟؟

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم

......................

زندگي 3 ايستگاه داره!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شيم

.....................

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

....................

کاش ميشد عشق را تفسير کرد خوابه چشمان تو را تعبير کرد کاش ميشد همچون گلها ساده بود سادگي را با تو عالمگير کرد کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

....................

مانده ام در كوچه هاي بي كسي سنگ قبرم را نمي سازد كسي مردم. خاكسترم را باد برد بهترين يارم مرا از ياد برد

....................

اي دل همه رفتند و تو ماندي در راه. کارت همه ناله بود و بارت همه آه. کوتاه کنم قصه که اين راه دراز . از چاه به چاله بود و از چاله به چاه

 

شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 5:48| نویسنده : مجید |
عشق چاره انشان است

بدان که عشق چاره ی انسان است وسرنوشت اوست

 

گریز از عشق بیچارگی ست

 

آنکه تلاش می کند که عاشق نشود

 

خود دلیل وجود عشق است.

 

عشقی که آسان پذیرفته شده

 

به آسانی ترک و طرد می شود

شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:34| نویسنده : مجید |
صبر کن

اگه يك روز ميتونستي يك كلمه و تنها يك كلمه رو از ذهنت پاك كني اون كلمه چي بود؟

اون كلمه رو در قسمت نظرات بنويس

............................

مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش صبر كن

...........................

امشب طي يک عمليات شهادت طلبانه مي خوام ...............فدات شم!!!!!!!

..........................

الو برج مراقبت؟ اعلام وضعیت اضطراری. اگر قلبتون جا داره اجازه فرود می خوام. جا هست؟

جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 10:48| نویسنده : مجید |